close
تبلیغات در اینترنت
بخش خاطره

آخرين ارسال هاي انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
1 6426 aminmoin
2 6872 aminmoin
7 8562 mehdi23
3 8836 mohammad1
1 7003 baran
0 6226 meshkat1373
1 6511 rahpoo
1 7478 maryaam
3 7358 rad69
0 3732 rahpoo
0 1868 rahpoo
0 2245 rahpoo
0 1603 rahpoo
0 12090 rahpoo

بروز بودن

دلم برای صیادم تنگ شده است

651 بازديد موضوع : بخش شهدا , داستان , بخش خاطره ,

دلم برای صیادم تنگ شده است

 

یک روز از خاکسپاری شهید صیاد شیرازی میگذشت، خانواده ی شهید بعد از نماز صبح خودشان را به بهشت زهرا رساندندريا،به مزار شهید که نزدیک شدند با دیدن چند نفر که جلو می آمدند تعجب کردند،محافظ های آقا بودند وقتی خانواده شهید خود را معرفی کردند اجازه عبود ندادند،آقا بالای سر مزار ایستاده بود و زیر لب نجوا می کرد.

حضرت آقا وقتی حیرت خانواده ی شهید را دیدند، فرمودند: دلم برای صیادم تنگ شده بود!

این دلتنگی آقا با وجود اینکه صیاد دوروز قبل از شهادتش پیش آقا بوده و روز تشییع جنازه اش نیز آقا حاضر شده بود و تابوتش را بوسیده بود نشان ارتباط صمیمی بین ایشان داشت

 

(امیر ناصر آراسته،همرزم شهید صیاد شیرازی)

برچسب ها : دلم برای صیادم تنگ شده است , دلتنگی آقا نسبت به شهید صیادی , شیهدصیاد شیرازی ,

نوشته شده توسط : رهپو تاريخ : پنجشنبه 07 شهريور 1392 نظرات ()


تمامي حقوق براي اين سايت محفوظ است و کپي برداري تنها با ذکر منبع بلامانع است.

طراح: دوست قرآني